تبليغاتX
سازمان یگانگی ایران
 

 

 

سازمان یگانگی ایران


تنها راه نجات ملت ایران - رستاخیز انسان

 

bullet بیانیه ی 3
 

به نام دادار هستی بخش

امروز ۱۳ آبان شاهد هستیم که ملت ایران چگونه عکس های خامنه ای جنایت کار و سردمداران حکومت منحوس جمهوری اسلامی را در زیر پاهای خود به جای پرچم کشورهای دیگر می گذارند و با طرح شعارهای بر حق خود خواستشان را که براندازی کامل حکومت جعلی جمهوری اسلامی است واضح ابراز میکنند. همانا اثبات نمودند که به آن درجه از روشنی افکار رسیده اند که بدانند هیچ عامل خارجی بدون سوار شدن بر جهلی درونی و یا زمینه ای خیانت پیشه در داخل قدرت ضربه زدن به یک ملت را ندارد ! زمان آن است که این ملت شجاع تنها و بی راهبری نباشند و در این ایام شکست باطل سردرگم و حیران و بی دفاع و ضربه پذیرتر از دژخیمان جنایتکار عمل نکنند. به این وسیله از تمامی دلسوختگان انسانیت دعوت میکنیم که به همکاری سازمان یگانگی در آیند و با ارسال مشخصات امکانات و توانایی های خود بدون ذکر نام و آدرس و تنها با ذکر نشانی اینترنتی خود برای ما سازمان یگانگی را در جهت هدایت جامعه به سمتی که باید دیر یا زود انجام پذیرد یاری رسانند. از همه ی دوستان دعوت میشود در حرکتی ضربتی با ساخت وبلاگهای بسیار در سرتاسر سایت های اینترنتی با نام همین صفحه ( سازمان یگانگی ایران ) از مطالب و بیانیه های ما کپی برداری نموده و در انتشار پیامها و شناساندن حرکتمان به عموم ما را یاری رسانند تا بتوانیم هرچه تاثیر گذارتر باشیم. در جهت ایجاد حرکتی بنیانی اعمالی از سوی یاران این سازمان در حال اجراست که به زودی به اطلاع هم میهنان خواهد رسید. ملت ایران باید در این روزهای آتش و خون از هر فریاد دلیر مردان و شیر زنان خود حیات و روحیه ای مجدد بگیرند و خود را برای حرکت منسجم و نهایی آماده نمایند. در این جهت راه نمایی های لازم در زیر قرار می گیرد.

 


۱ - بی شک انقلابی خالی از خشونت و حرکت های مدنی آرمان انقلابی همه ی ما می باشد اما باید بررسی کرد که در نظام هایی که دارای یک دیکتاتوری مذهبی می باشند که اذهان طرفداران خود را با خرافات ایده آلیستی و جهل و تاریکی پوشانده اند آیا میتوان با حرکتی صرفا مدنی به نتایج مطلوب رسید ؟ این حرکت تا به کی و با چه بهایی به سرانجام خود خواهد رسید ؟ امروز ملت ایران باید در کنار حفظ روحیه ی صلح طلب خود و با آرامش کامل تحرکات و مراحلی را که برای رسیدن به یک انقلاب نوین مورد نیاز است پشت سر بگذارند و از هیچ زاویه ای در حرکت خود در جهت به تسلیم واداشتن دیکتاتور های خون خوار غافل نباشند. زمان آن رسیده که باید حالت انفعالی را کنار نهاد. این به معنای روی آوردن به خشونت نیست. اما جان انسانها بی بها هم نیست ! پس باید برای پایان یافتن خشونت از سوی طرف مقابل هم تحرکاتی انجام داد. مردم ما خوب میدانند که اینک صدایشان را به گوش همه ی جهان و سردمداران داخل کشور و ارتشیان و سپاهیان به خوبی رسانده اند. پس باید از حالت تظاهرات بی هدف و تکرار مکررات سریعا به حالت تظاهرات هدفمند و فتوحات ارگانیک رسید و در هر حرکت هدف یا اهدافی را مخاطب خاص خود قرار داد تا با اتحادی انبوه آن ارگان را خلع سلاح و به تسلیم وادار و یا به اصطلاح تسخیر نمود.

۲ - ارتشیان و سپاهیان و بسیجیان و دولت مردان به اندازه ی کافی دریافته اند که ملت ایران در آستانه ی انفجار عظیمی است و تا لحظه ی رسیدن به هدف از پای نخواهد نشست و خون جوانان خود را تا آخرین قطره ی خون خود پس خواهد گرفت. همچنین میدانند که حکومت شیطانی ایران از ابعاد دیگری هم به بن بست رسیده و به هیچ شکلی امکان ادامه ی حیات را ندارد ! پس منطق حکم میکند که متعصبانه و کورکورانه و بیهوده مردم را تحت فشار قرار ندهند و هرچه سریعتر با زمین نهادن اسلحه ی خود به صفوف مردمی بپیوندند. در این هنگام لازم است که ملت ایران یک ضرب الاجل برای پیوستن دولت مردان و ارتشیان و سپاهیان تعیین نماید و تا زمان رسیدن آن تاریخ فرصت را برای بخشایش نسبت به این افراد مشخص نماید. بی شک بعد از فرا رسیدن آن تاریخ دولت مردان و ارتشیان و سپاهیانی که در کنار مردم نباشند به عنوان خائن شناخته خواهند شد و به زودی در دادگاه حق و عدالت محاکمه خواهند شد. ( پیشنهاد ما این است که تا تاریخ ۱۶ آذر برای این امر در نظر گرفته شود )

۳ - در مرحله ی بعد باید با فراخوان هماهنگ رهبران سیاسی همه ی جنبش ها ملت ایران وارد اعتصابات عمومی شوند و سیستم باقی مانده را کاملا از کار افتاده و فلج نمایند.

۴ - در این مرحله باید اعضای دولت موقت دمکرات ایران آزاد خود را برای بر دوش گرفتن اداره ی موقت جامعه آماده سازند.

۵ - در این مرحله باید به ابتدای حرکت رسید و با یک تجمع ملیونی سیاست مداران خائن را وادار به تسلیم و ترک پایگاه های باطل خود نمود.

۶ - دولت موقت باید جایگزین دولت فعلی شود و محاکمه ی خائنین در دادگاه هایی عادلانه و علنی صورت پذیرد.

۷ - همه ی گروه ها در فضایی آزاد و دمکرات به تبلیغ و تبیین آرمانها و اهداف و راهکارهای خود برای برون رفت جامعه از عقب افتادگی ها و رسیدن هرچه سریعتر به هنجاری نوین بپردازند.

به امید پیروزی...

کامرون 

۱۳/۸/۱۳۸۸

  نویسنده: کامرون ׀ تاریخ: چهارشنبه 1388/08/13 ׀ موضوع: ׀

bullet بیانیه ی 2
 

 

ما اتحاد هرچه سریعتر ملت ایران را تحت یک رهبری واحد در جهت پیشبرد اهداف آزادی خواهانه خواستاریم

 

هیچ یک از جنایات حکومت منحوس ایران بی پاسخ نخواهد ماند و جنایت کاران سازماندهی شده ی جمهوری نمای اسلام نمای ایران به زودی در دادگاه حق و عدالت محاکمه خواهند شد....

سازمان یگانگی انسان با توجه به رویکرد بشر دوستانه ی خود هرگونه اعدام و شکنجه و زندان را محکوم میکند و خواهان ریشه کن شدن بنیانهای ظلم و ستم در سرتاسر گیتی و در حال حاضر متمرکز بر مسائل ایران می باشد.

حکم اعدام محمد رضا زمانی در بیدادگاه های جمهوری ننگین اسلامی را قوین محکوم و ابطال هرچه سریعتر آن را خواستاریم. بی شک گرفتن یک جان پاک دیگر از سوی این رژیم منحوس از سوی مردم ایران حتی برای لحظه ای تحمل نخواهد شد و هیچ حرکت ظالمانه ای دیگر بی پاسخ نخواهد ماند. ملت دلیر ایران اینک بیش از هر زمان دیگری به خود باوری رسیده اند و آماده ی هرگونه قیام بر علیه رژیم فاشیستی ایران می باشند. در این راستا همگی راهبری عادلانه خواهند شد.

بشارت باد رهایی ملت ایران

 

 

  نویسنده: کامرون ׀ تاریخ: یکشنبه 1388/07/19 ׀ موضوع: ׀

bullet بیانه ی شماره ی 1 سازمان یگانگی

 

به نام مهر پرور هستی

در چند ماه اخیر شاهد رویارویی دو جناح اصولگرا و اصلاح طلب جمهوری اسلامی در میهنمان بودیم که با به میدان آمدن توده های مردم از سوی جناح اصلاح طلب و نظامیان از سوی جناح اصولگرا، رخدادهای ناگواری همچون قتل و تجاوز و شکنجه و تیر اندازی به سمت مردم معترض به سیاست های رژیم در سطح گسترده ای اتفاق افتاد و موجبات اندوه بسیاری از فعالین حقوق بشر و مردم انسان دوست را به وجود آورد. شتاب زدگی در اظهار نظرها و جبهه گیری ها از سوی گروه ها و احزاب مختلف مرا بر آن داشت که با توجه به پیچیدگی حوادث اجتماعی جاری، مدتی سکوت اختیار نمایم تا در موقع سخن بتوانم صراحت و امنیت بیشتری را برای نظریات خویش فراهم نمایم.

سمت گیری های بسیاری از فعالین سیاسی در این مدت موجب اندوه و افسوس بسیاری برای من بود. مدتها پیش از انتخابات شاهد آن بودم که چگونه ملتی که از اختناق و فشار در تنگناهای روانی و اجتماعی گیر افتاده است تلاش میکرد تا به هر بهانه ای بارهای احساسی و هیجانی خویش را کمی تخلیه نماید و احساسات و عقایدش را به نحوی مسالمت آمیز ابراز نماید. انتخاب رنگ سبز برای حرکت جناح اصلاح طلب با هر زمینه و تفکری که بود برای جوانان ما دست آویزی شد تا مخالفت خویش را با کلیت نظام جمهوری اسلامی بیش از پیش ابراز نمایند. جوانانی که خود شاهد آن بوده ام در عین معصومیت همیشه به دنبال یک ناجی و یا بزرگتر بوده اند که بیاید و به آنها بگوید باید برای رهایی به چه سمتی بروند و با کمال تاسف باید گفت که همیشه با جفاها و سیاست بازی های احزاب و گروه ها مواجه گشته و سرخورده تر از همیشه به دلقکان صحنه های سیاسی تکیه زده اند و امیدوار گشته اند. چراکه آن هنگام که انسانها در صحرای خشک و بی آبی گرفتارند در هر سویی از شدت عطش سرابی می بینند و دقیقا در چنین شرایطی است که اگر قشر روشنفکر یک اجتماع به صورتی متحدانه تر و مسئولانه تر از هر زمان دیگر پا به میدان عمل نگذارد و خواسته های توده ها و نخبه ها را فریاد نکند، عوام فریبان و سیاست مداران میتوانند مردم را به سوی خود بکشانند و مدتی دیگر آنها را سرگرم سراب رهایی سازند. دقیقا در چنین شرایطی است که انسانها توان تشخیص آب را از سراب از دست میدهند و به همین دلیل باید رهبری صالح هرچه سریعتر خود را به مردم بشناسد و مردم هم باید که به یافتن راهبری صالح و شفاف و مردمی  بیاندیشند و خود معرف او به دیگر اقشار جامعه شوند.

شکاف حاصل در رژیم جمهوری اسلامی ایران شکافی حقیقی و غیر قابل پوشاندن است، اما این شکاف در نزد صاحبان قدرت چه در جبهه ی اصول گرا و چه در جبهه ی اصلاح طلب نه از سر اختلاف بر کلیت و مبانی نظام و یا اعتراض به ظلم هایی که در این سالها به مردم رفته ایجاد شده، بلکه از سر نیاز به یک قربانی بزرگ برای بقای کلیت قدرت و نظامشان در جهت نمایش تغییرات و امید بخشی موقت به مردمی در شرف انفجار و همچنین تضاد در منافع کلان بین المللی و اقتصادی هر دو جناح ایجاد گشت، و امروز گروه های داخل رژیم را به سمتی کشانده که ناچار به تصویه حساب های شخصی و سیاسی و قربانی گرفتن از یکدیگر شده اند. اما همواره باید توجه داشت که میزان خشونتی که ممکن بود از سوی هر دو جناح بر علیه جناح مخالف رخ دهد و میزان حضور و شجاعت مردم در زیر پا نهادن خط قرمزهای رژیم برای سران هیچیک از جناح ها قابل پیش بینی نبود و بعد از حضور اندکی از جوانان در اعتراض به نتیجه ی انتخابات شاهد ملتی بودیم که به یک باره به خود باوری رسیده و قدرت اتحاد را در پیش برد آرمانهای کلانش تجربه و درک نمود. از این رو خواسته های مردم در هر تظاهرات به شدت انقلابیتر و به صورتی صریحتر عنوان گشت تا به آنجا که امروز یکپارچه شعار مرگ بر دیکتاتور را در کوچه و خیابانهایمان میشنویم. حکومتی که سالها با زور و شکنجه و زندان فرزندان و خواهران و برادران روشنفکر این ملت را به نابودی میکشاند و شاهد ترس و سکوت و ناباوری توده های مردم بود هرگز در پندار خود هم نداشت که روزی این ملت دیگر مرعوب اسلحه ها و باتوم ها و نظامیان افسار گسیخته اش نخواهند شد، امروز شاهد دست پاچگی و حرکت های کور و فرسایشی خائنین همیشگی این مردم می باشیم. آنها که مکر بسیار کرده بودند هرگز در باورشان هم نمی گنجید که چگونه یک شبه آبروی باقی مانده ی شان در نزد عده ای از فریب خوردگانشان هم ریخته خواهد شد. این حکومت منحوس با زبان و اعمال خود امروز چنان رسوا شده که به طور علنی به شدیدترین خشونت ها برای ایجاد ترس و ارعاب دست میزند و باز در کمال تعجب مردمی را میبیند که دیگر ترس را کناری نهاده و شعار قیام و اتحاد را میسرایند و میدانند که بالاتر از سیاهی دیگر رنگی نیست، پس دست از این در سیاهی ها زیستن شسته اند و آماده ی هرگونه نبرد و شهادت در راه آزادی هستند. مردمی که در این سالها هر رنگ و نیرنگی را به آنها زده اند دیگر هوشیارتر از همیشه میخواهند خواسته های به حق خود را روشنتر بیان نموده و پیگیری نمایند و خوشبختانه اینبار به لزوم یک انسجام و یکرنگی بیش از هر زمان دیگری پی برده اند. حاکمانی که سالها با نام خدا، مکر و حیلت و عوام فریبی را به اجرا گذاشتند، و ظلم و جنایت را پیشه ساختند آنچنان بی ایمان بودند که نخواندند و ندانستند که مکر الله بالاترین مکرهاست و این قانون الهی است که مکر انسانها را به خودشان باز گرداند، و این در وعده ی الهی است که چون فرصت بر ظالمان به پایان رسد به شدیدترین شکل ممکن رسوا و سرنگون گردند. الملک یبقی مع الکفر و لا یبقی مع الظلم را هرگز جدی نگرفتند و ندانستند که دین وسیله ی فساد و ظلم تباهی نیست ! صبر خدا و مردم ایران زمین را نشانه ی قدرت شیطانی خویش دانستند و کبر و غرور را پیشه ساختند ! و وای بر آنان که از یاد و حضور خداوند غافل گشتند و غافل هستند !

نمی خواهم به آنچه که زین پیش گذشته است از ابعاد معنوی به تفصیل بپردازم که جای تفکر برای همگان باز است. تنها نکاتی را یادآور گشتم و به سویی اشاره نمودم که امروزه کمتر شاهد توجه به این نکات بدیهی بوده ام و لازم دانستم که درسی روشن برای تاریخمان باشد. امروز دیگر نباید جامعه را با تفسیر و تعبیرهای ایده آلیستی گروههای سیاسی از شعارهای مردمی به سمت و سوی های گوناگون کشید، بلکه باید هر آنچه را می خواهند و نیاز دارند به روشنی دید و به آنها بخشید. گر امروز مردم ما شعار مرگ بر دیکتاتور را سر میدهند برای آن است که یکبار برای همیشه در تاریخمان ثبت شود که این سرزمین مأمن دزدان و جلادان نیست و نمیتواند باشد. حال تفاوتی ندارد که این دیکتاتور یک دیندار نما همچون ملایان سیاسی و شیطان و یا یک فرد لائیک باشد. این برای مردم مهم نیست، اکثریت آنها نه گرایشهای چپ و نه راست را به خوبی میشناسند و برای هیچیک از آنها دیگر جان نمی دهند. انسانها همگی نیاز به رفاه و امنیت و آزادی و عدالت و بستری مناسب برای پیشرفتی همه جانبه دارند و بی هیچ قید و شرطی آن را می خواهند و هیچکس حق ندارد وعده ی این نیازها را به سود خویش در مبارزات سیاسی اش به کار گیرد چون اینها اولین و پایه ای ترین حقوق بشر است که اگر گروهی آنها را به مخاطره اندازد و یا نادیده گیرد از بنیان منحط و ظالمانه است و خود به خود امروزه دیگر مجالی برای طرح اجتماعی به صورتی گسترده نخواهد یافت. امروز رقابت باید بر آن باشد که چه کسانی ایده هایی بهتر برای رسیدن به این حد اقل ها را ابراز میدارند. ما دیگر به هیچ عنوان خواهان یک نظام که در کلیتش بر زیر بناهای یک ایدئولوژی خاص استوار باشد که به هر قیمتی برای اثبات و محافظت از آن در تلاش و تکاپو بیافتد نیستیم. تفکر برای انسان است تا بهتر زندگی کند نه آنکه انسان برای تفکرهای نسبی خویش جان انسان دیگری را بگیرد و حیات انسانها را به خاطره بیاندازد. در جهان امروز و آینده تنها انسان مطرح است و انسان از یک سری خاصیت های فیزیولوژیک و پسیکولوژیک مشتمل بر نیازها و آرمانهایی است که توجه به آنها نه کار سیاست مداران بلکه پیشه ی دانشمندان و محققین دوران و خدمت گذاران بر حق انسان می باشد. بر این اساس ما به جامعه ای آزاد می اندیشیم که زیربنایش منطبق بر اصول انسانی و روبنایش خواهان رقابت اندیشه ها در ربودن میدان عملیات برای پیشبرد آرمانهای انسانی باشد. امروز دیگر هدف خود را به روشنی یافته ایم و میدانیم که اولین اصلی که باید برایش تلاش کنیم آزادی است. ما در یک جامعه ی آزاد هرگز نگران استعمار و استثمار ثروت های اجتماعی و انسانها نخواهیم بود چراکه عمیقا دریافته ایم که فسادها و دیکتاتوری ها در جایی شکل میگیرند که آزادی بیان و اندیشه محدود شده باشد. ما دیگر بر سر هیچ پرچمی با یکدیگر جنگ نداریم و نخواهیم داشت. اگر امروز جوانان ایران رنگ سبز را به عنوان نماد انقلاب نوینشان برگزیده اند ما رنگ دیگری را علم نخواهیم نمود بلکه با آنها همراه می شویم تا به خواسته هایشان احترام گذارده و در کنارشان باشیم. همچنین ما به این وسیله دیگر نخواهیم گذاشت که عده ای سیاست مدار که رنگ ها را از برای نیرنگ ها افراشته میکنند بار دیگر انقلاب مردم ایران را که برایش خون داده اند بربایند و از مسیر خواسته های برحقش منحرف سازند و بار دیگر توده ها را مجبور نمایند که به حداقل ها اکتفا نمایند. ما رهبری این حرکت را از میان همین مردم مبارز انتخاب خواهیم نمود و نه کسانی که با کوتاهی ها و غیر شفاف سازی های مواضعشان قصد تخلیه ی هیجانی و به هدر بردن انرژی روانی مردم را دارند تا بتوانند در یک نبرد فرسایشی خواسته های خود را تحقق ببخشند. ما به آنها میگوییم که ملت ایران هوشیارند و تک تک کردارها و تصمیمات شما را ریز بینانه زیر نظر دارند. گر خدمتی کرده اید و باز هم کنید بی سپاس نخواهید ماند و گر خیانتی مرتکب شوید و راهی را که برایش جانهای پاک را داده اند در نیمه راه رها شده بگذارید و به خواسته های بر حق مردمان پشت کنید بی شک روزی در مقابل انسانها پاسخ گو خواهید شد. روشنفکران و هنرمندان ما در زیربناهای فکری روشن و با یکدیگر متحدند و کسانی را که قصد کج نمودن مسیر مردم را داشته باشند آگاهانه بر سر جایشان خواهند نشاند. لازم به توضیح است که ملت ما از تمامی جنایات و خیانت هایی که از سوی هر دو گروه حاکم در این سالها در حقشان روا شد آگاهند اما بزرگوارانه حاضرند از به خود آمدن و تغییر اصولی مواضع سیاست مداران استقبال نمایند و گناهان آنهایی را که به انقلاب مردم خدمت کنند بخشیده و حساب را به خداوندی که به آن ایمان دارند بسپارند. ما نمی خواهیم همچون کردار سی سال گذشته ی ارازل جمهوری اسلامی با خشونت و نفرت با سیاست مداران و نظامیان کور تحت فرمانشان برخورد نماییم و تا آخرین لحظات راه تحول را برای آنها باز میدانیم، اما اگر افرادی در ریخته شدن خون جوانان و سپس پایمال شدنش سهمی را ایفا نمایند هرگز مورد عفو دوباره ی این ملت قرار نخواهند گرفت و طبیعی ترین مسئله آن است که روزی در دادگاه های حق و عدالت باید پاسخ گوی این مردم نجیب و حق طلب گردند. با هر هدفی که جنبش سبز ایران آغاز گشت دیگر نمی تواند به جای اول و اهداف اولیه اش برگردد و قدرت حاکمه ی جمهوری اسلامی نیز دیگر به هیچ شکلی قابل تحمل نیست. هرچند که امروز هدایت این جنبش را مردم و جوانان و هنرمندان خود بر عهده گرفته اند اما نباید نقش حمایت آغاز گران این جنبش، یعنی آقای موسوی و کروبی و منتظری را نادیده گرفت، آنها دیگر فریاد مردم را روشنتر از هر زمان دیگری شنیده اند و حمایت بی دریغشان را هم تجربه نموده اند و خواسته هایشان را هم دریافته اند. پس باید ترس و تردید را کناری نهند و با همراهی خواسته های مردمی برای خود در آینده ی ایران هم جایگاهی شایسته و قابل تقدیر بیابند. باید درک کرد که ملت ایران و احزابی که در سی سال گذشته با تمامی تلاش هایشان در راه انقلابی مردمی مورد ظلمهای بسیار واقع گشته اند امروز از هرگونه انعطاف برای کوتاه آمدن از مواضعشان در راه انقلاب بیمناکند و به همین دلیل به جای اتحاد در مقابل یکدیگر صف آرایی میکنند و خواه ناخواه مانع بسیج همگانی مردم برای دست یابی به رهبری واحد در راه قیام وحدت و به ثمر رسیدن تلاشها می شوند. باید مواضع هر حرکتی که دائیه ی هدایت مردم را دارد به روشنی بیان شود تا مردم بتوانند تصمیم نهایی خود را بگیرند و بدانند که در راه مقدسشان بر روی چه کسانی میتوانند حسابی بایسته باز نمایند. هر یک از گروه های سیاسی در این شرایط بحرانی به نمایش پرچم خود میروند و میخواهند رهبری مبارزات را خود بر عهده گیرند و این دقیقا نقطه ی ضعفی است که حاصل از مسمومیت فکری و ترس انسانهاست و جمهوری بی معنای اسلامی ایران نیز دقیقا از همین موضوع سودهای کلانی را در راه ایجاد هراس میان مردم و به تاخیر انداختن انقلابشان به دست آورده است. اگر ما نمی توانیم به یک رهبری واحد برسیم حد اقل میتوانیم در زیر چتر یک سازمان واحد غیر سیاسی شورای رهبری را متشکل از تمامی گروه ها و احزاب تشکیل دهیم. پیشنهاد من در این لحظات بحران زای زمان یگانه سازمان یگانگی انسان می باشد و در راه شناساندن آن با حد اقل امکانات در تلاشم. امیدوارم روزی انسانها به درک اندیشه ها ره بگشایند و راه های رهایی را خود در دست بگیرند و بپیمایند. من همیشه و تنها در جایگاه یک خادم تا جایی که جان در بدنم باشد خواهم ماند. احزاب ما نباید فراموش کنند، ملتی که همواره شاهد فریب کاری سیاست مدارانش تا بالاترین حد ممکن بوده است هم دوچار نوعی دیگر از مسمومست فکری است و اعتماد خود را نسبت به کلیه ی گروه های فعال سیاسی تا حد زیادی از دست داده است. ملت ایران نیاز دارد که با کردار پیشتازان عرصه های سیاسی تجربه ی زودرسی از روحیه ای حقیقتا ً دمکرات و مدنی داشته باشد تا بتواند با خیال راحت از بروز اغتشاشات و دیکتاتوری های نوین، بر رهبری دلسوختگان و نخبگان و روشنفکران تکیه زند. گروه های سیاسی نباید تاثیر جبر تکامل تاریخی را از یاد ببرند و باید بدانند که هر اتفاقی هم که بیافتد گامی است به سوی پیش و نه پس. همان گونه که حتی بروز جمهوری اسلامی نیز برای شناخت ضعف ها و رو شدن بحران های فرهنگی این سرزمین نیاز بود تا مردم بتوانند بیماری خود را با شناختی کامل به درمان برند. مگر نه آنکه یک دمل چرکین تا سر باز نکند درمان نخواهد شد ؟ ما باید بالاخره این حقیقت را بپذیریم که از ماست که بر ماست ! عدو شود سبب خیر اگر خدا خواهد ! لحظه ایست که نمایش های ملایان دین دیگر رنگ و بوی خود را از دست داده است و آدمیان دریافته اند که هر آدم زاویه ی خود با خدا دارد. در حقیقت صراط المستقیم را دریافته اند و میدانند که ارتباط با خدا نیاز به واسطه ی شیطان ندارد. غفلت از همنوعان و دردمندان دیگر بس است. جنایت و دروغ و خیانت دیگر بس است. گذشت بیهوده ی زمان دیگر بس است. ظلم و شکنجه و زندان دیگر بس است. ما نمی خواهیم قوانینی ضد انسانی را به نام قوانین اجتماعی خویش به کار بریم. ما خواهان برقراری نظمی درون زا و نوین و انسانی بر همه ی عرصه های زندگی خویش هستیم و ایمان داریم که با تعریف انقلاب نوین فرهنگی در معنای حقیقی اش به سادگی به آن دست خواهیم یافت. ما از درون همین ملت رهبری این حرکت را بر دوش خود احساس نموده و میخواهیم که مردمانمان صدایمان را بشنوند. ما سازمان یگانگی انسان را بر شما در وعده ی خویش داشته ایم و اینک برای این لحظات و آیندگانمان سازمان یگانگی ایران را برافراشته ایم. ایران ما مرزهای جغرافیایی را شامل نمی شود چون ما از فرهنگ جاودانه ی ایران زمین سخن میگوییم. از فرهنگی که ندای یگانگی و برابری و حقوق انسانی از دل تاریخ پر فراز و نشیبش به روشنی شنیده میشود. پیام ما سازمان یگانگی است و آن را بر این مبنا تنها راه نجات امروز ملت ایران میدانیم. ما در پایگاه جاذبه ی اجتماعی خویش همه ی شما را به سوی برادری و برابری با خود می خوانیم و جایگاه همه ی متفکران و گروه ها را چه چپ و چه راست در آینده ی ایران محفوظ و قابل احترام میدانیم. ما تنها نگران انسانهاییم و برای رهایی آنها اندیشه های بسیار برای بیان داریم. ما نه چپیم و نه راست و نه میانه رو ! ما در پایگاه انقلاب نوین ایران می خواهیم که اندیشه ای مستقل و پیشروتر از همه ی انقلابات جهان را داشته باشیم. ما سعادت انسان را می خواهیم و به امید پیوستن شما یاران درتمام لحظاتمان در اندیشه ایم .....

 

به راه این امید پیچ در پیچ                     مرا لطف تو میباید دگر هیچ

 

بر پاسداران انسانیت درود

کامرون    11/7/1۳۸۸

 



  نویسنده: کامرون ׀ تاریخ: جمعه 1388/07/10 ׀ موضوع: ׀

 

© All Rights Reserved to yeganegieiran.Blogfa.com / Theme by: iTheme